تبليغاتX
فروشگاه اینترنتی فیلم

mankojayam

sia.daliry

mankojayam

http://mankojayam.blogfa.com

فروشگاه اینترنتی فیلم

فروشگاه اینترنتی فیلم

فروشگاه اینترنتی فیلم

نمی دونم چرا
اما خوب با ید یه وقتایی یه کارهایی کرد.

فروشگاه اینترنتی فیلم

فروشگاه اینترنتی فیلم

سلام

این شعر رو یه بار دیگه نوشتم چون خیلی دوستش دارم.امیدوارم شما هم خوشتون بیاد.منو با نظر ها تون خوشحال کنید.

 

 

 

از پس فاصله ها ابری بود پیدا   پشت اموج خیال وهست

گویی فریادها،نعره ها می کشید در گوش فواصل،ومی کشد

و سایه های بودند پیدا ،شب تاب کش! و هستند

پشت پنجرها ،صحنه ها یی که مرگ را تداعی می کردومی کند.

از پس پنجره ...

دختری بود پیدا که دستان خود را می دوخت به سوزنهای چرخ هایی که

عمر را بر زندگی ،بی خود می دوختند ومی دوزند

و چشم اندازی ازچشم های زیستنی که برچهره ها نصب شده بودند،ومی شوند.

وزبانهای عاریه.

وبسترهای آلوده به عطر شهوت

و مرداب هایی که از خون معصومیت مملو بودندوهستند.

قالب هایی که بر آنها دشنام نوشته بودند ومی نویسند.

ودرهایی که به اتاقهای،افسردگی وجنون باز می شدند ومیشوند.

و از آن سو ...

خیا بان هایی که یک طرفه تا عمق عذابند ونگون بختی

و چه ترافیکی داشتند ودارند.

مغازه هایی که در آنها عفت راچوب حراج زده بودند و می زنند .

ودرفضای سبزالود به خیانت ها،درختان برادرکه ازپس هم می افتادندومی افتند.

وگلهای ناموس که پرپر شدند و می شوند.

و بوی مشمئز کننده غیرتهای کاذب که بخش می شدند و می شوند.

تابلوهای بی معنی " ایست "

چراغهای مزخرف راهنمایی ،راهنماهایی که خود گم بودند و هستند.

مردمکهای کوچک،کوچک،کوچک.

ودیوانه هایی که از فرط عقل در تیمارستانها بستری می شد ند و می شوند.

و باورهای سوراخ سوراخ.

تابستان هایی سرد وزمستا نها یی گرم.

هنگام قتل عام وجدانهای کم موج و پرموج که یک به یک

در گورهای دسته جمعی غفلت و فراموشی دفن شدند و می شوند .

 

چه فایده!!!

|+| نوشته شده توسط sia.daliry در چهارم شهریور 1384 و ساعت 1:35 |

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ