آرزو دارم زورقی باشم برای تو
تا بدان جا برمت که می خواهی .زورقی توانا
به تحمل باری که بر دوش داری ،
زورقی که هیچگاه غرق نشود
به هر اندازه که ناآرام باشی
یا متلاطم باشد
دریایی که درآن می رانی .
برای
ندا خانم عزیزم
درراه دیروز به فردا
زیر درختی فرود می ایم
در سایه اش
برای لحظه ای کوتاه
اندیشه کنان به راه راه خویش
اندیشه کنان به مقصد خویش
اندیشه کنان به به راهی که پشت سر نهاده ام
اندیشه کنان به تمامی انچه در حاشیه راه رفته است:انچه شایسته ی تحسین است نه بایسته ی تاراج شدن
انچه شایسته ی عشق ورزیدن است نه بایسته کج اندیشی
انچه شایسته ی به جای ماندن در خاطره است نه بایسته ی سرقت بردن .
درراه دیروز به فردا
زیر درخت زندگی ام فرود می ایم
در سایه اش
برای لحظه ای از فرصتم.
مارگوت بیگل
این همه پیچ
این همه گذر
این همه چراغ
این همه علامت !
وهمچنان استواری در وفادار ماندن
به راهم
خودم
هدفم
وبه تو
وفایی که مرا
وتو را
به سوی هدف
راه می نماید .
مارگوت بیگل
آموزگار:
کدام دختر است
که به باد شو می کند ؟
کودک:
دختر همه هوس ها .
آموزگار:
باد ، به اش
چشم روشنی چه می دهد ؟
کودک:
دسته ورق های بازی
و گردبادهای طلایی را .
آموزگار :
دختر در عوض
به او چه می دهد ؟
کودک:
دلکِ بی شیله پیله اش را .
آموزگار:
دخترک
اسمش چیست ؟
کودک:
اسمش دیگر از اسرار است !
[ پنجره مدرسه ، پرده ای از اسرار دارد ]
اگه همه دخترای عالم دس تو دس
همدیگه می گذاشتند
میتونستن حلقه ای دور دریا بزنن.اگه همه پسرای عالم ملاح بودند ،
میتونستن با کشتی هاشون
پل خوشگلی روی موجا بزنن .
پس اگه همه مردم عالم
دست به دست هم می دادن ،
می تونستن حلقه ای دور دنیابزنن .
پل فور
مرگ
چهره خاموش و خنک رود
بر من
بوسه ای زد .

